|
وابسته به انجمن نمایش مشهد
|
|
|
|
||||
|
به اطلاع کلیه اعضای محترم گروه تئاتر پویا می رساند به زودی لیست کتابهای موجود در کتابخانه گروه در وبلاگ درج خواهد شد تا اعضا به راحتی بتوانند کتاب مورد نظر خود را بدست آورند. ضمنا کتابخانه گروه از تمامی اعضا جهت تجهیز کتابخانه دعوت بعمل می آورد. ( با اهداء حداقل یک کتاب )
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 11:33 توسط سیدحمید حمیدزاده
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از لابه لای یادداشتهای پراکنده برای آنهایی که نمایشنامه نویسی دغدغه شان شده است نمایشنامه بی تردید گنج شایگان ، کتاب مقدس تئاتر و عنصری است تفکیک ناپذیر ، که هرگاه نباشد ، یا به هر طریق گرفتار ، افسرده ، بی صورت شود ، همه عناصر نمایش ، بازیگر و اشیا و ترکیب بندی ، و کل سازمان آن تئاتر و تماشاگرش بی درنگ معنی حضوری خود را از دست می دهند . اکبر رادی ( انسان ریخته ... ، با نمایشنامه نویسان ولایت ایران ) برشت ، نمایشنامه نویس و کارگردان طراز اول ، معتقد بود نمایشنامه نویس می بایست زبان حرکتی را به کار گیرد، یعنی طوری بنویسد که سبک صحیح کنش و حرکت را بر بازیگر تحمیل نموده می را وادار به همنوایی با نظر نمایشنامه نویس در مورد نحوه ارائه واژه نماید . مارتین اسلین ( نمایش چیست ) فکر برای نوشتن نمایشنامه تقریبا از همه جا سر می رسد ، بنابراین معقول است که همیشه دفترچه یادداشتی همراه داشته باشید ، حتی کنار تختخواب خود ، به این ترتیب هر فکری را که به ذهنتان خطور می کند قبل از آنکه بتواند فرار کند فورا یادداشت می کنید . مارش کسدی ( نمایشنامه نویسی قدم به قدم ) انسان وقتی می نویسد تعمدی ندارد که چگونه و چطور بنویسد . فضایی که بر آدم حاکم است ، نویسنده را به دنبال خود می کشد . انسان اثر خود را می نویسد و بعد وقتی اثر تمام شد و شکل گرفت ، دیگران آنرا بررسی می کنند . غلامحسین ساعدی ( چگونه و چطور می نویسیم ، مصاحبه ) نمایشنامه یا رمان یا هر اثر ادبی دیگر از ابتدا تا انتها عبارت است از وصف یک بحران و کشمکش که بنا به موضوع نمایش به نتیجه برسد . لاجوس اگری ( فن نمایشنامه نویسی ) درام تصویر زندگی نیست بلکه خلاصه و جوهره آن است . باید حوادث زندگی در آن فشرده و متراکم باشد . لاجوس اگری ( فن نمایشنامه نویسی ) در نمایشنامه اساس کار بر چالش است . اگر از ملودرام کشمکش را بگیرند مثل این است که از قند شیرینی اش را بگیرند . دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی ( برنامه تلویزیونی ، شبکه چهار ) برای کار نویسندگی چیزی زیان بخش تر از این نیست که آدم خود را در احوالی بیابد که یک مشت کارهای نا تمام را در پشت سر داشته باشد . برنارد گربانیه ( هنر نمایشنامه نویسی ) نمایشنامه نویسی ، آنطور که من دریافته ام ، هنری است که میتوان به کسانی که ذوق و استعداد ادبی متوسطی دارند تعلیم داد ، چندان که بتوانند نمایشنامه های قابل قبول بنویسند . و این البته برای دوستداران ادبیات هدفی است والا و بسیار خواستنی . برنارد گربانیه ( هنر نمایشنامه نویسی ) معروف است که مولیر در مورد فن نمایشنامه نویسی و نویسندگی گفته ؛ « باید مردم خوششان بیاید ، این است رمز کار ، باید خوششان بیاید » . سید محمد علی جمالزلده ( مقدمه نمایشنامه خسیس ) قبلا نمایشنامه نویس را به شعبده باز یا تردستی با سه توپ در هوا تشبیه کرده بودند ؛ ( طرح و طوطئه – شخصیت – گفتگو ) . واقعیت این است که زمانی که نویسنده فقط با گفتگو سروکار دارد ، از تردست بالاتر و بیشتر به معجزه گر شبیه است . حیدر علی عمرانی ( کلیدهای نویسندگی ) چخوف می نویسد ؛ به هنگام آفرینش هنر نویسندگی اگر در بیان یک مسئله یا مقصود به عقیده پرداخته نشود ، پس باید باور کرد که نویسنده بدون اندیشه قبلی می نویسد ، و از این روست که اگر نویسنده ای نزد من لاف از آن زند که بی آنکه به نتیجه و مقصود داستان خود فکر کند و تنها از طریق الهام داستان خود را نوشته است او را دیوانه خواهم خواند . میخائیل خراپچنکو ( فردیت خلاق نویسنده ) در نمایشنامه ، اصل بر دیالوگ است . در کنار آن فرعی نیز به نام دستور صحنه وجود دارد . نمایشنامه اساسا کاری است که نویسنده در خلوت و در نهایت فردیت خود با تکیه بر تخیلات ، فانتزی ها و خلاقیت ها بر کاغذ می آورد . دکتر علی رفیعی ( ما به ازای فضایی و تصویری ) همانطور که یک چرخ ساز ، شغلش ساختن چرخ است ، یک نمایشنامه نویس هم ، کارش نوشتن نمایشنامه است . چرخی که میان جاده می شکند و خرد می شود ، چرخ مناسبی نیست : یک نوشته تئاتری هم که قابلیت اجرا روی صحنه را نداشته باشد ، اثر مناسبی به شمار نمی آید . مالکولم کلسل ( مقدمه ای بر شناخت ساختار نمایش ) در نمایش آنچه ناگفته می ماند، اعم از کنش یا شخصیت پردازی به اندازه آنچه گفته می شود اهمیت دارد . مارتین اسلین ( نمایش چیست ) یک فرمول : « نیروی مخالف + هدف + شخص بازی محوری = کشمکش » ابراهیم مکی ( شناخت عوامل نمایش ) نمایشنامه خوب می تواند دیگر عوامل یک نمایش را بر سر شوق آورد . عبدالحی شماسی ( نمایشنامه نویسی به زبان ساده ) از محسنات خواندن آثار نویسندگان دیگر این است که ما نوع دیگر نگاه کردن به جهان و طریق های دیگر نوشتن را از آنها می آموزیم . مرسی کاهان ( آموختن نوشتن از نوشته های دیگران ) شنیدید که میگن بچه مثل بادام می ماند ، نوه مغز بادام ! حالا به نظر من ؛ نمایش مثل بادام می ماند ، نمایشنامه مغز بادام . جسارتاً این جمله از خودم بود و اما ؛ کسی که فاقد تخیل است ، اصولا نمی تواند هنرمند باشد . استانیسلاوسکی ( کار هنرپیشه بر روی خود ) و در پایان جهت حسن ختام اینکه : استعداد انسان مثل ناقوسی است که چون آنرا بنوازی بصدا در می آید و در غیر اینصورت خاموش است . برتولت برشت ( نمایشنامه زن نیک سچوان ) ناقوس وجودتان همواره در حال نواختن باد .
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0:42 توسط غلامرضا محمدی
|
|
|||||
|
|||||