تبليغاتX
گروه تئاتر پویا
وابسته به انجمن نمایش مشهد
رضا آشفته:
بهروز غریب‌پور در مقام کارگردان، طراح صحنه، نمایشنامه‌نویس، فیلمساز، فیلمنامه‌نویس، مترجم، مدیر فرهنگی و مدرس دانشگاه می‌شناسیم.
او متولد 1329 در سنندج است و در‌ خانواده‌ای با فرهنگ و متدین پرورش‌ یافته است. خانواده‌ای که از طرف مادر با شیخ محمد مولانا که از روحانیان بنام منطقه کردستان و اورامانات بوده است، نسبت پیدا می‌کند.
تقدیر چنین بوده که او در کنار آموزش‌های دینی، دست به نقاشی و ویولون ببرد و با رفع موانع به بازیگری و تئاتر بپردازد. او از چهار سالگی مسیر هنری خود را در مکتب‌خانه پیدا کرده و در هفت سالگی خوابی می‌بیند که در آن خواب پدربزرگ مادری‌اش به او تسبیحی می‌دهد و این خواب را مادربزرگش این گونه تعبیر می‌کند که فردای روشنی پیش رو دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 8:15  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

تنش دراماتیک ایجاب می کند که تماشاچی، مشتاق آن چیزی باشد که قرار است اتفاق بیفتد

آنچه دراین مطلب میخوانید

نکات مهم نمایشنامه نویسی است ازدیدگاه ﭘروفسوربال(david bal )

 برگرفته ازکتاب فن نمایش نامه خوانی- ترجمه دکترمحمود کریمی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 14:6  توسط   | 

به نام خدا

*تئاتر مشهد نیاز به حمایت همه جانبه دارد*

سالیانی است که تئاتر این شهر بی تب و تاب، راکد و ساکن مانده است. مگر بارقه هایی که گاه چون شهابی به خاموشی می گراید . تنها در این میان، جشنواره های نامنظم تئاتر بار تمامیت تئاتر را به دوش می کشند . به راستی مردم چه سهمی از این ماجرا دارند،خدا میداند.

..........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 10:48  توسط حمید جندقی  | 

دفاع مقدس يك اتفاق بزرگ تاريخي در سرنوشت ملت ماست كه تأثير بسياري در همه‌‌ هنرها از جمله سينما، تئاتر و ادبيات داشته است؛ به همين علت برپايي جشنواره تئاتر دفاع مقدس در استحكام روحيه دلاوري‌ مردم بسيار مؤثر است.
به گزارش دريافتي سايت ايران‌تئاتر، ‌علي نصيريان،‌ پيشكسوت هنر تئاتر كشور، با بيان اين مطلب به ستاد خبري دوازدهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس افزود:«در برپايي جشنواره‌ها اٌفت و خيز و فراز نشيب بسياري وجود دارد و نمي‌توان به ارزيابي درستي از جشنواره رسيد، ولي به اعتقاد من در حوزه تئاتر دفاع مقدس قدم‌هاي بزرگي برداشته شده فقط به‌ سبب مهجورماندن هنر تئاتر، كمتر فرصت بروز داشته است.»
‌نصيريان‌ تصريح كرد:«ملت ما 8 سال در برابر تجاوز دشمن مقاومت كرده، ايستاده  و جنگيده و در اين 8 سال ارزش‌ها و خصلت‌هاي انساني درخور توجهي از خود نشان داده است كه بايدر در آثار نمايشي به آنها توجه شود.»
وي گفت:«من جشنواره‌اي با عنوان دفاع مقدس و جنگ در كشورهاي ديگر نديده‌ام. هنرمندان تئاتر كشور بايد از اين فرصت استفاده كنند و هنرمندان ساير رشته‌هاي هنري نيز از تجربه‌هاي هنرمندان تئاتر در اين زمينه، ‌‌بهره ببرند.»
دوازدهمين جشنواره سراسري تئاتر دفاع مقدس از 14 تا 20 شهريور‌ در سه  بخش صحنه‌اي، خياباني و ويژه در‌ سنندج برگزار مي‌شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:6  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

سه کتاب جدید همزمان با دوزادهمین جشنواره تئاتر دفاع مقدس چاپ و منتشر شد.
به گزارش سایت ایران‌تئاتر، انتشارات سوره مهر حوزه هنری چاپ سه کتاب معرفی شده از سوی دبیرخانه جشنواره را به پایان رساند.
کتاب"اولین نگره‌های نمایشی و نانموده‌های ساختاری" نوشته حسن پارسایی، شامل نقد و بررسی 14 نمایشنامه کوتاه در حوزه تئاتر دفاع مقدس‌، و نیز کتاب‌های"دومین مجموعه مقالات تئاتر و جنگ" ترجمه و تألیف مشهود محسنیان و"جنگ، نمایش، اسطوره" به قلم امیرکاووس بالازاده با شمارگان 1100 نسخه چاپ و منتشر شده‌اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 12:2  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

زهرا شایان‌فر:
دوازدهمین جشنواره سراسری تئاتر دفاع مقدس پس از وقفه‌ای دو ساله‌ سرانجام در شهریور 1386 و در سنندج به بار نشست. طی یک هفته اخیر مطالب گوناگونی همچون امکانات شهری، تجهیزات فنی، استقبال مردم، تعداد گروه‌های اجرایی، تغییر در زمان‌بندی اجراها و... مطرح شد.
درحالی که مراسم اختتامیه این جشنواره برپا می‌شود، با دکتر سعید کشن‌فلاح دبیر جشنواره دوازدهم ‌گفت‌وگو کرده‌ایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 11:59  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

«بسمه تعالی»

گزارش  نیمه شعبان 

منشی جلسه : بتول رضاپور

موضوع:  جشن نیمه شعبان

با سلام وصلوات بر محمد و آل محمد (ص) 

 

 

          

روز سه شنبه 6/6/1386ساعت 5 بعد از ظهر جلسه پاتق گروه پویا  در مجتمع هاشمی نژاد طبق روال همیشه برگزار شد.

بدلیل تقارن جلسه پاتق با نیمه شعبان ، شب فرخنده میلاد منجی عالم بشریت ، حضرت مهدی(عج) گروه تصمیم بر این گرفتند که در این جلسه به موضوع مهدویت و شرایط منتظران حضرت بپردازند. به همین منظور همچون منتظران حضرت مهدی (عج) جشنی کوچک نیز در این خانواده کوچک تئاتر برگزار شد.

 

موضوع های مورد بررسی در ا ین جلسه :

1-     تاریخ و مکان تولد حضرت مهدی (عج)

2-     مراحل زندگی حضر ت

3-     تشریح و توضیح پیرامون هر مرحله از زندگی حضرت

4-     بررسی شرایط و علائم پیش از ظهور حضرت مهدی

5-     اهداف قیام حضرت مهدی و خصوصیات حکومت جهانی حضرت

          خصوصیات منتظران حضرت مهدی پیش از ظهور ایشان

در ساعت 6 بعدازظهر مراسم پذیرایی از میهانان  انجام شد.

همچنین مسابقه ای هم برگزار  شد مربوط به سطح دانش میهمانان جلسه نسبت به اسماء مبارکه حضرت مهدی که برندگان ا ین مسابقه به شرح ذیل اعلام شد.

1-     آقای مهمان نواز

2-     آقای شهاب

3-     آقای جندقی

4-     آقای عقلی

به هر یک از برندگان کتابی منتخب ازگفتار حضرت علی (ع) (نهج البلاغه) تقدیم شد.

 

 

 

ختم جلسه ساعت 7 بعدازظهر بود با سلام و قرائت دعای فرج برای ظهور مولا و ولی عصروالزمان حضرت مهدی موعود.

در پایان ضمن بدرقه میهمانان هدایایی جهت یادبود و تبریک عید به تمامی میهمانان تقدیم گردید.

رضاپور- گروه تئاتر پویا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:54  توسط حمید جندقی  | 

نمایش نقطه سرخط نوشته جلال شهباز نژاد و به کارگردانی مسعود عقلی

به بخش مسابقه جشنواره تئاتر دفاع مقدس راه یافت.

بازیگران: حسن نامجو - مرتضی شهاب - جلال شهبازنژاد

*********

این کار که از تولیدات گروه تئاتر پویا می باشد روز پنجشنبه جهت حضور در جشنواره عازم سنندج شد.

*** هیئت مدیره گروه تئاتر پویا برای این عزیزان آرزوی موفقیت دارد. ***

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:33  توسط حمید جندقی  | 

اعیاد شعبانیه مبارک

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 13:3  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

به نام خداوندگار يكتا

سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد

 وانچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد

مدتي است كه مي خواهم ، مقاله ... مطلب ... يا دلنوشته اي را جهت وبلاگ گروه بنويسم . اما نمي دانم چرا هرگاه كه خواستم اين مهم را به انجام برسانم ، نتوانستم . شايد آنقدر حرفهاي ناگفته در سينه ام انباشته شده كه نمي دانم از كجا بايد شروع كنم . هر چه فكر كردم تنها يك چيز به ذهنم خطور كرد « خود » بايد از خود شروع كنيم . تا يك گروه ساخته شود . يك گروه تشكيلاتي با تأسيس انجمن نمايش مشهد . گروههاي زيادي يكي پس از ديگري به ثبت رسيدند ( 24 گروه نمايشي ) . يكي از اهداف اين انجمن تكوين و تكميل تشكيلات قوي تئاتري در مشهد بوده است . گروه پويا يكي از اولين گروههايي بود كه اساس نامه اش را تكميل كرد ، به انضمام تمام مدارك لازم تحويل انجمن نمايش داد و يكي از اولين گروههايي بود كه به ثبت رسيد .

بسياري از گروههاي ثبت شده در همين مرحله اول باقي ماندند . همه چيز در ظاهر حساب شده و عالي به نظر مي رسيد . يك سرپرست ، يك صاحب ايده ، نويسنده ، يك مترجم ، يك بازيگر و يك كارگردان . اين 5 نفر بايد بار تشكيلات يك گروه را به دوش مي كشيدند . وقتي به ليست 5 نفره بعضي از گروهها نگاه مي كردم به آينده اين انجمن و تئاتر مشهد اميدوارتر مي شدم . چون ظاهرا اين ليست طوري تنظيم شده بود كه مو لاي درزش نمي رفت . تركيبي از تحصيل كردگان تئاتر و پيشكسوتان و گاه ديده مي شد اسم شخصي بدون اينكه خودش در جريان باشد در هيئت مديره چند گروه به ثبت رسيده بود كه البته اين قانوني نبود . گروهها براي اينكه خودشان را منسجم نشان دهند در عضو گيري نفرات تحصيل كرده و با سابقه گوي سبقت را از هم مي ربودند . رقابتي جالب و ديدني . آن روزها شور و حال عجيبي داشت . در چهره همه هنرمندان تئاتر اميد موج مي زد . انگار قرار بود ، انجمن نمايش به يكباره تمام محروميت ها را از چهره تئاتر بزدايد و مشكلات تئاتر مشهد را حل كند . مجمع عمومي ها با استقبال شديد اعضا روبرو مي شد . هيئت مديره منتخب اعضا انتخابات آزاد كه گاه و بيگاه در تاييد يا رد صلاحيت ها زياد هم آزادانه عمل نمي كرد . همه چيز خوب به نظر مي رسيد . تشكيلاتي كه پايه هاي استوار آن هميشه پايدار بماند و باعث پويايي و درخشش استعدادها در دراز مدت باشد . تشكيلاتي كه آموزش را سرلوحه كار خود قرار بدهد انجمن نمايش مشهد هرچند دير اما بالاخره به ثمر نشست . موجي از شادي و غرور در چهره هنرمندان تئاتر ديده مي شد . ديگر قرار بود همه مسائل به شكل شورايي حل شود به دور از تمام خط و ربط ها ، واسطه ها و رابطه ها . فقط ضابطه بايد در تمامي كارها حاكم باشد ( اين درحاليست كه تئاتر مشهد مدتها از اين عارضه رنج مي برد )

حال آنكه انجمن نمايش موقعي مي تواند در اين راستا قدم هاي محكمي بردارد كه گروههاي تحت پوشش آن به شكل واقعِي تشكيلاتي عمل كند . چراكه اگر انجمن سقف و پوشش تئاتر است گروههاي تئاتري و تشكيلات تئاتري پايه هاي اين بنا به شمار مي آيند و اين دو بدون هم دوام و بقا نخواهند داشت . امروز تئاتر مشهد ( چهارمين ) انتخابات خود را با تمامي ضعف ها و قوت ها و انتقاداتي كه در نحوة برگزاري انتخابات تأييد صلاحيت كانديدا ها و رأي دهنده ها وارد است ، پشت سر گذاست . از يك گروه 50 نفري فقط 5 نفر حق رأي داشتند . حق بسياري از اعضاي انجمن كه واجد شرايط براي رأي دادن بودند زير پا گذاشته شد و در عوض در برخي از موارد ، به كساني برگة رأي داده شد كه به حق واجد شرايط نبودند . گروه تئاتر پويا جزء اولين گروههايي بود كه به ارائه اساسنامه به انجمن قدم به اين راه نهاد . اساسنامه و آئين نامه يك گروه مي تواند روشنگر افكار ، عقايد ، رويكردها و عملكردهاي يك گروه باشد و چارت تشكيلاتي يك گروه از نظر اجرايي مي تواند به واقع يك گروه تئاتر را به سمت حرفه اي شدن پيش ببرد ، البته اگر تمامي اعضا به اساسنامه و آئين نامه اعتقاد قلبي داشته و همه به آن عمل كنند .

هيئت مديره يك گروه مي تواند با نظرپردازي و ارائه تئوري هاي روشن و سياست گذاري درست ، راهنما و روشنگر يك گروه نمايش باشد . اما مطمئنا موتورهاي محرك يك گروه كميته ها و واحد هاي اجرايي آن هستند . كه اگر اين موتور هاي محركه به واسطه اعضاي فعال در بيايند مي توانند در جهت اجراي سياست هاي هيئت مديره نقش به سزايي داشته باشند . صد البته تعهد و تخصص اعضا در اين ميان نقس بسيار مهمي را ايفا مي كند چراكه اگر هر عضو در جايگاه خودش و در راستاي علاقه و تخصصي كه دارد استفاده نشود مطمئنا ادامه راه براي يك گروه هموار نخواهد بود .

در ادوار گذشته هيئت مديره انجمن نمايش مشهد به دليل عدم نظارت بر كار گروههاي به ثبت رسيده ، بسياري از گروهها يا منحل شده و يا فقط ظاهر يك گروه تشكيلاتي را حفظ كرده اند . عملا گروه به همان شكل سنتي خود به كار خود ادامه ميداد . يعني زمانيكه سرپرست يا همان كارگردان دلش مي خواست تئاتر كار كند ، گروه وجود داشت و در اكثر ماههاي سال گروههايي از اين قبيل فعال نبودند . نه هيئت مديره اي ، نه هسته مركزي ، نه كميته اي و نه حتي عضو ثابتي . هيچ ... اين بود واقعيت بيست و چند گروه تئاتري مشهد كه وقتي در آن جستجوي اندكي مي كردي فقط به چند گروه انگشت شمار مي رسيدي كه بدون هيچ نظارت و حمايتي هنوز بر اساسنامه و ائين نامه خود استوار و ثابت قدم مانده اند و از ميان همين اقليت تنها يك گروه به راستي عزم خود را جزم كرده است كه استوار و پويا بماند . و تلاش مي كند در جاييكه نه گروه معني دارد ، نه عضو ، نه اساسنامه و آئين نامه ، نه كميته هاي اجرايي يك گروه بماند و اين چراغ را با توجه به تمامي مشكلاتي كه وجود دارد كژ مداريها ، كج انديشي ها ، موانع مالي و انساني در اين شهر روشن نگه دارد . و البته نمي توان از ياد برد كساني را كه در اين راه همراهمان بودند هرچند اندك ...

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 10:14  توسط حمید جندقی  | 

برگردان به فارسي: عليرضا اميرحاجبي
آشنايي:
"وسولد ميرهولد" (Vsevolod Meyerhold) 1940 – 1874
او كارگردان آونگارد روس و يكي از برجسته‌ترين شاگردان استانيسلاوسكي است. ميرهولد در حوزه تئاتر مدرن همان نقشي را بر عهده داشت كه"شوئنبرگ" در موسيقي. آثار و فعاليت‌هاي ميرهولد از كارگاه هنر مسكو و تحت حمايت‌هاي استادش آغاز گشت و در نهايت به آشنايي او با گونه‌هاي مختلف تئاتري منجر شد.
او از ابتدا در جست‌وجو و بازتعريف امكانات زباني تئاتر قرن بيستم بود. ميرهولد در برابر تئاتر ناتوراليستي به واكنش منفي پرداخت و بر اين عقيده پاي مي‌فشرد كه اجراگران بسيار بيشتر از تقليد صرف، واجد ظرفيت و قابليت گسترش حركات بدن هستند. همين اعتقاد باعث شد تا او سيستمي به نام"بيومكانيك" را براي تمرينات بدني طراحي كند.
توليدات و آثار ميرهولد شامل گروه متنوعي از اجراهاست. او حدود 500 اجرا به صحنه برد. از جمله‌يِ اين آثار مي‌توان به"بازرس" اثر معروف"گوگول" ‌(1926) اشاره كرد. آثار بحث برانگيز و انقلابي ميرهولد برگرفته از نمايشنامه‌هاي"ماياكوفسكي" شاعر بزرگ روس است. آثاري چون"اسرار بوف" (1921)، "ساس" (1929) و"گرمابه" (1930). اين آثار بيانگر تحول شگرفي است كه ميرهولد در چشم‌اندازهاي تئاتر ايجاد كرده بود.
توجه به اجراگر، طراحي و موقعيت صحنه از مهمترين شاخصه‌هاي تئاتر ميرهولد است. تجربيات انقلابي او در زمينه اهداي ارزش بيش از حد به بازيگر به مذاق سران حزب كمونيست شوروي خوش نمي‌آمد.
يكي از جنايات بزرگ و لكه‌هاي ننگين حكومت استاليني همين عناد ورزي با اين هنرمند با استعداد بود. ميرهولد بعد از سخنراني تلخي كه در گردهمايي سالانه كارگردانان تئاتر انجام داد مورد انواع حملات قرار گرفته و در 1940 به زندان گسيل و در همان سال توسط شليك گلوله‌اي كشته شد.‌ بعد از دهه شصت ميلادي بود كه آثار و آراء ميرهولد به زبان‌هاي ديگر ترجمه و دست‌اندركاران تئاتر اروپا با او آشنا شدند. تئاتر مدرن اروپا به ويژه‌ هنرهاي اجرايي(پرفورمنس آرت) بي‌شك مديون تلاش‌هاي اين نابغه آوانگارد است.
در اين مقاله ميرهولد به تشريح امكانات جديد فرم و ارتباطات بين نيروهاي خلاقه تئاتر و اصول فيزيكي اجراگران مي‌پردازد. اصولي كه بعدها ساير هنرمندان از آن تا به امروز پيروي كرده‌اند.
***


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 11:34  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

گزارشي از مراسم شب بزرگداشت اكبر رادي در مجموعه تئاترشهر


رضا آشفته:
بزرگداشت اكبر رادي، نمايشنامه‌نويس برجسته كشورمان به همت مركز هنرهاي نمايشي و با همكاري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران پس از پايان اجراي نمايش"لبخند با شكوه آقاي گيل" به كارگرداني هادي مرزبان، و با حضور تماشاگران اين نمايش در شب دوشنبه 29 مردادماه در تالار اصلي تئاترشهر برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، پس از پايان اجرا و اداي احترام تماشاگران به بازيگران، علي شيدفر، مدير روابط عمومي مجموعه تئاترشهر، اعلام كرد‌ مراسم ويژه تجليل از مقام هنري استاد اكبر رادي هم‌اكنون برگزار‌ مي‌شود. اكبر راد‌ي هنرمندي كه از مفاخر ملي ماست و نيم قرن با خلق آثاري ارزشمند باعث اعتلاي تئاتر ايران شده است. اين مراسم با حضور دكتر محمدحسين ايماني خوشخو(معاونت هنري وزارت ارشاد)، ‌مهندس محمدرضا جعفري جلوه(معاونت سينمايي وزارت ارشاد)، حسين پارسايي(رئيس مركز هنرهاي نمايشي) و مجيد سرسنگي(دبير بيست‌وششمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر) برگزار ‌شد.
با حضور اكبر رادي روي صحنه، هلهله مردم شروع شد، و اهداي سبدهاي گل... گروه اجرايي هم به افتخار اين مرد بزرگ و اديبِ ماندگار كشورمان كف مي‌زدند، و اداي احترامي همه جانبه در تالار اصلي تئاترشهر شكل گرفت. مسؤلان فرهنگي هم به جمع تشويق كنندگان پيوستند، تا در اين رويارويي هم بر اين نكته اعتراف كنند كه ماندگاري اين افراد بر اعتلاي هنر كشورمان خواهند افزود.
حسين پارسايي در ابتدا ضمن تشكر از تماشاگران و گروه اجرايي براي حضور در مراسم تجليل از مقام شامخ استاد اكبر رادي، اعلام كرد كه ما امشب با بضاعت اندك خود در صدد بر آمده‌ايم تا مقام والاي برجسته‌ترين درام‌نويس ايران زمين را ستايش كنيم و به همين منظور دو جايزه ويژه از طرف وزارت فرهنگ ارشاد ‌اسلامي و همچنين سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران در نظر گرفته‌ايم كه توسط دكتر ايماني‌خوشخو و مجيد سرسنگي به استاد اكبر رادي اهدا خواهد شد.
حسين پارسايي مدير مركز هنرهاي نمايش با قرائت متني رادي را فرهاد عاشق تئاتر ايران خواند و با نام بردن از برخي شخصيت‌هاي آثار رادي آن‌ها را ستود و چنين گفت:«ايستاده‌اي، بر ستيغ كوهي كه با قلمت، فرهادوار، خودتراشيدي و بر ستبرترين و خاراترين سنگش، ظريف‌ترين چهره را نگاشتي.
يادآوري نمي‌خواهد، در يادها هست:"شايگان"،"رضا بابل"،"استيانامجد"،"آقاي گيل"،"جلال ديلمي"،"گيلان"،"حشمت"، مگر ممكن است از يادها بروند؟
اين‌ها در يادها ماند تا ملودي شهر باراني در فضاي تئاترمان شنيده شود و منجمي در صبح نمناك از پايين گذر سقاخانه به همراه آميزقلمدون دوشادوش هم از راه برسند و از پلكان بالا بيايند تا لبخند با شكوه آقاي گيل، بي دريغ، آهنگ‌هاي شكلاتي در گوشمان زمزمه كند.
و تو، فرهاد عاشق كه هنوز بي‌تيشه هم كه بماني، با دندان، قلب سنگ را خواهي شكافت. مي‌داني كه بر بلندترين نقطه اين كوه ايستاده‌اي؟
لبخند بزن بزرگوار كه لبخند با شكوهت نيز در ياد ما خواهد ماند.
در ياد ما و حافظه تاريخ و قلب تئاترمان، اكبر رادي همواره خواهد درخشيد.
بعد نوبت به اكبر رادي رسيد تا با مردم صحبت ‌كند. او پشت تريبون قرار گرفت و گفت:«امشب، شب خاصي بود. در اين سال‌ها براي من و همگنان من مجالس بزرگداشتي برگزار شده و در مورد من احساس مي‌كنم يك مقدار زياد بوده است. اما ‌‌از دوست هر چه رسد نيكوست و براي من مزيد امتنان و سپاس است.»
وي افزود:«اين محفل كوچك و جمع و جور و در عين حال بسيار بزرگ و صميمي باعث خرسندي است. من از مديران و مسؤلان تشكر مي‌كنم و به استاد مرزبان به خاطر زحمات بسيارش در بيش از ‌ربع قرن و همكاري‌اش با من خسته نباشيد مي‌گويم. فكر مي‌كنم در برخي از موارد مطبوعات برخورد مطلوبي با او نداشته‌اند، و مرزبان با مظلوميت تمام به كار خود ادامه داده و همين باعث شده كه من هم در اين سال‌ها به همكاري خود با او ادامه بدهم. همين ظلم تحميل شده بر مرزبان، مرا بيشتر مجذوب او كرده‌ و شايد دليل پيوند بيست‌ و پنج ساله ما هم همين نكته باشد.»
اكبر رادي درباره اجراي"لبخند با شكوه آقاي گيل" گفت:«اجرايي كه من ديدم بسيار دلپذير، جذاب و گيرنده بود. افتخار مي‌كنم كه هنرمندان شايسته‌اي مانند بهزاد فراهاني به مدت يكماه در اجرا و بيش از سه ماه از زمان آغاز تمرين‌ها وقت خود را صَرف اين كار كرده‌اند‌ و باعث رونق صحنه‌ شده‌اند. همچنين از سركار خانم فرزانه كابلي تشكر مي‌كنم و نيز از ساير هنرمندان و تماشاگران كه براي ديدن اين كار وقت گذاشته‌اند.»
سپس محمدحسين ايماني‌خوشخو با يادآوري اين‌كه اكبر رادي يكي از پشتوانه‌هاي فرهنگي و هنري ايران زمين است، گفت:«حضور ايشان در صحنه، نويدبخش تداوم فعاليت‌هاي هنري‌شان در آينده خواهد بود، و من برايشان آرزوي سلامتي و طول عمر دارم.»
مهندس جعفري جلوه هم به ذكر نكاتي درباره ارتباط خود با اكبر رادي پرداخت كه مشغله‌هاي مديريتي در اين سال‌ها فاصله بين آن‌ها انداخته، و امشب يكبار ديگر از نزديك توفيقي براي ديدار مجدد حاصل ‌شده است.
مجيد سرسنگي هم با ابراز خرسندي از ديدار اكبر رادي،گفت:«به عقيده من و شاگردانش، او مردي است كه به نمايشنامه‌نويسي ايراني تشخص بخشيده‌‌‌ و آرزو مي‌كنم همچنان ما در زير سايه پر‌‌بركتش شاهد آثار بهتري از او باشيم.»
در اين شب به ياد ماندني چهره‌هاي هنري و مسؤلان فرهنگي شركت كرده بودند كه از جمله مي‌توان به حميد سمندريان‌، جعفر والي، علي نصيريان، خسرو سينايي، محمد رحمانيان‌، حافظ موسوي‌، حميد مظفري، حسين سليمي‌ و... اشاره كرد.
 
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 8:35  توسط سیدحمید حمیدزاده  | 

فراخوان نخستين جشنواره نمايش عروسكي ضامن آهو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 8:27  توسط سیدحمید حمیدزاده 

 
فراخوان پنجمين جشنواره نمايش درماني جانبازان

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 8:23  توسط سیدحمید حمیدزاده 

« هادي مرزبان » در گفتگو با قدس اعلام كرد ؛ آماده اجرا در مشهد هستيم

 

* آي سان نوروزي
«هادي مرزبان» متولد 1333 سبزوار است. كارشناسي بازيگري و كارگرداني اش را از دانشگاه هنرهاي زيبا گرفته و در سال 1357 در رشته طراحي و كارگرداني تئاتر از دانشگاه برونل انگلستان دانش آموخته شده است.




مرزبان تجربه هاي تئاتري اش را از سال 1347 با بازي در نمايش «رستم و سهراب» شروع كرده و تاكنون در بيش از 30 تئاتر، مجموعه تلويزيوني و فيلم سينمايي سابقه بازيگري داشته است كه از جمله آنها مي توان به مجموعه هاي «گالشهاي مادربزرگ»، «تنهاترين سردار»، «پهلوانان نمي ميرند»، «روشن تر از خاموشي» و فيلمهايي چون «ابليس»، «جنگل بان» و «آخرين تك سوار ايل» اشاره كرد.
مرزبان همچنين تا به حال بيش از 17 نمايش را هم كارگرداني كرده كه 9 نمايش براساس نمايشنامه هاي «اكبر رادي» بوده است؛ «پلكان» (1363)، «آهسته با گل سرخ» (1367)، «هاملت با سالاد فصل» (1369)، «آميز قلمدون» (1376)، «شب روي سنگفرش خيس» (1378)، «باغ شب نماي ما» (1381)، «ملودي شهر باراني» (1384)، «پايين، گذر سقاخانه» (1385) و «لبخند باشكوه آقاي گيل» (1386). مرزبان كه حالا به كارگردان متنهاي رادي معروف است، در حال حاضر نمايش «لبخند باشكوه آقاي گيل» را در تالار اصلي در حال اجرا دارد.
* شما معمولاً پيش از شروع اجراي يك نمايش كار بعدي گروه تان را هم اعلام مي كنيد. يادم مي آيد در نشست مطبوعاتي «پايين، گذر سقاخانه» گفتيد كار بعديتان «دكتر نون...» نوشته «حسين پاكدل» خواهد بود. چرا اين نمايش را روي صحنه نبرديد؟
** بله، من هميشه برنامه دو، سه كار بعدي ام را از پيش مي دانم، «دكتر نون...» هم نمايشي بود كه مي خواستم براي اجراي امسال آن را تمرين كنم، حتي مراحل پيش توليد اين نمايش هم انجام شد و بازيگران را هم انتخاب كرديم، اما بنا به دلايلي اين اتفاق نيفتاد و امكان اجراي نمايش فعلاً ميسر نشد. بنابراين، ترجيح دادم «لبخند باشكوه آقاي گيل» را كه از سه سال پيش در مورد آن با اكبر رادي صحبت كرده بودم، به روي صحنه ببرم.
* اكبر رادي نمايشنامه «لبخند باشكوه آقاي گيل» را در سال 1352 نوشته است؛ شما همان متن 34 سال پيش را اجرا كرده ايد؟
** نه، اين نمايش سال 1351 نوشته شده و ركن الدين خسروي براي اولين بار آن را به روي صحنه برده است. اما آقاي رادي بتازگي با يك بازنگري دوباره تغييرات جزيي در نمايشنامه ايجاد كرده و آنچه در حال حاضر روي صحنه است براساس آخرين نوشته ايشان بعد از بازنويسي و چاپ در كتاب «صحنه آبي» توليد شده است. متأسفانه ما در اين نمايش برخلاف كارهاي ديگر، به دليل بيماري آقاي رادي نتوانستيم از حضور مستقيم ايشان نيز بهره مند باشيم.
* آقاي مرزبان! خيليها مي گويند كه هادي مرزبان در كارهايش خيلي متكي به متن است و خودش به عنوان كارگردان دخالت كمتري در نمايش و اجراي آن دارد. نظر شما در اين خصوص چيست؟
** كساني كه چنين چيزي را مي گويند يا از متن بي اطلاعند و يا اينكه اجراي ما را نديده اند. اما اگر كسي واقعاً متن را خوانده و اجرا را ديده باشد، خواهد فهميد كه ما در اجرا چه كرده ايم. در اين محدوده كارهاي زيادي هست كه به هر حال مربوط به كارگردان است؛ منتها ما همواره به متن وفادار بوده ايم و هيچ چيز جديدي به آن اضافه نكرده ايم؛ به عنوان مثال، من در اين نمايش مسأله عشق را خيلي برجسته به نمايش درآورده ام، در حالي كه در متن چنين پرداختي نسبت به آن نشده است.
* به نظر من، متن با اينكه مربوط به سه دهه پيش است، اصلاً تاريخ مصرف گذشته نيست. شما با چه ديدي نسبت به اين مسأله به سراغ متن رفتيد؟
** من بيش از هر چيز اشرافيت را از متن گرفته ام. حال مي خواهد در لباس فئوداليسم باشد يا در لباس كارخانه داري. منظور من يك اشرافيت در حال اضمحلال و فروپاشي بوده است كه در مقطعي از تاريخ ايران خودش را نشان مي دهد و شايد تا به امروز هم وجود داشته باشد. به نظر من، اين اشرافيت به هر صورت و در هر لباسي كه باشد، در پايان محكوم به فناست. در عين حال اعتقادم اين است كه اين اشرافيت هنوز تمام نشده است.
* شما در سينما و تلويزيون هم تجربه هايي در حوزه بازيگري داشته ايد. ارزيابي تان از كار در اين زمينه ها چيست؟
** من يك مدت آمدم و شروع كردم به كار در فيلم و سريال؛ منتها كارم در سينما و تلويزيون گرفت و نقشهاي خيلي خوبي را بازي كردم. اين كارها را دوست هم داشتم. اصلاً من تلويزيون و بازيگري تلويزيوني را دوست دارم. دليل آن هم ارتباط وسيع اين رسانه با مخاطبانش است. بعدها بتدريج كارهاي تئاترم بيشتر شد و هر چه فعاليتهاي تئاتري ام افزايش يافت، كارهاي تلويزيوني ام كاهش پيدا كرد. در همين سه، چهار سال اخير هيچ كار بزرگي نبوده كه توليد شود و براي آن دعوت به بازي نشده باشم. الان يكي، دو تاي آن هم در حال پخش است.
* معمولاً كسي كه يك نمايش را كار مي كند، همه شخصيتهاي نمايش را دوست دارد؛ بخصوص اگر اين كارگردان بازيگر هم بوده باشد. بدون تعارف بگوييد كدام يك از شخصيتهاي «لبخند باشكوه آقاي گيل» را بيشتر از بقيه دوست داريد؟
** من واقعاً نمي توانم يكي از اين شخصيتها را بيشتر يا كمتر دوست داشته باشم. من از طاهر تا آقاي گيل را به يك اندازه دوست دارم. براي اينكه اينها را يكي يكي ساخته ام و در كنارشان بوده ام تا اينكه خلق شده اند. من چطور مي توانم بگويم گيلانتاج را بيشتر از فروغ الزمان دوست دارم. حالا ممكن است كه در عمل - همان طور كه در لحظاتي نسبت به فرزندانمان احساسهاي متفاوتي داريم - از شخصيتي مثل داوود به اندازه گيل خوشم نيايد.
* اجراي نمايشهاي حرفه اي تهران در شهرستانها هم يكي از مباحثي است كه هر چند وقت يك بار مطرح مي شود و شايد سالي يك يا دو نمايش به بعضي شهرستانها بروند؛ مثلاً يكي دو سال پيش «اپراي عروسكي رستم و سهراب» در مشهد اجرا شد و...
** خود من هم به شهرستان رفتم. ما «ملودي شهر باراني» را در رشت اجرا كرديم.
* گمان مي كنم گرگان هم رفتيد؟
** نه، قرار بود گرگان هم اجرا داشته باشيم كه نشد. ببينيد، من نمي دانم ... معمولاً اين ما هستيم كه بايد براي رفتن به شهرهاي ديگر مشكل داشته باشيم، اما من همزمان با اجراي اين نمايش هم گفته ام چون به بچه هاي شهرهاي ديگر اعتقاد دارم، هر لحظه و در زمان اجراي هر نمايشي ما دلمان مي خواهد كه در شهرهاي ديگر هم نمايشمان را روي صحنه ببريم. الان اين نمايش را من حاضرم هم براي اجرا در رشت (كه تجربه قبلي هم داشته ايم) و هم در گرگان آماده كنم.
* شرايط اين كار چگونه بايد فراهم شود؟
** من نمي دانم. ببينيد من ابتدا نمي توانم بروم رشت و بگويم كه آمده ام تئاتر اجرا كنم.
* معمولاً مسؤولان تئاتر شهرستانها مسأله بودجه و رضايت گروههاي نمايش تهران را مشكل برقراري اين تعامل مي دانند...
** من سرپرست اين گروه هستم و گروه يعني من! من همين جا اعلام مي كنم كه ما حاضريم برنامه ريزي بشود و نمايشمان را در يك، دو يا سه استان اجرا كنيم.
* فرض كنيم مسؤولان تئاتر مشهد امسال قصد دارند يك نمايش خوب را براي اجرا در سالن بزرگ هاشمي نژاد اين شهر دعوت كنند...
** من حاضرم و با كمال ميل اين دعوت را مي پذيرم چرا كه نه؟ اصلاً علاوه بر اينكه دوست دارم اين كار را بكنم، من با بچه هاي تئاتر مشهد دوست هستم. با همه آنان! پس چرا نخواهم با نمايشم ميهمان و ميزبان دوستانم باشم؟
* شرايط مالي سختي براي اجرايتان نخواهيد گذاشت؟
** مطمئناً، خير !البته بايد بگويم كه هزينه هاي معمولي هم وجود دارند كه ما ناگزير به دريافت آنها هستيم؛ مثلاً من پيشنهاد مي كنم مركز، هر قراردادي كه با يك گروه نمايشي مي بندد، بگويد اين قدر اضافه مي دهم شما برويد، اين دو تا شهر ديگر هم نمايشتان را اجرا كنيد.
به هر حال ما و گروهمان همين الان و از طريق روزنامه شما براي اجراي نمايش در سالن هاشمي نژاد مشهد يا هر شهر ديگري اعلام آمادگي مي كنيم.

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 8:4  توسط سیدحمید حمیدزاده  |