تبليغاتX
گروه تئاتر پویا - «خط كشي ها – خط قرمز ها ، نظارت يا دخالت »
وابسته به انجمن نمایش مشهد

                                       «خط كشي ها – خط قرمز ها ، نظارت يا دخالت »

-                    صحبت از پژمردن يك برگ نيست ، واي جنگل ها را بيابان مي كنند . حماسه 19 آذر

گروه تئاتر پويا در سال 1387 عزم خود را جزم كرد تا دو نمايش يك توده هواي پر فشار نوشته و كار مسعود عقلي و نمايش ما كجا جامونديم ؟! نوشته جلال شهباز نژاد و كار حسن نامجو را جهت جشنواره استاني آماده سازد.

طبق روال همه جشنواره ها ، نمايش نامه باز خواني شد و چهل نمايش نامه از استان خراسان رضوي مورد تاييد شوراي باز خواني قرار گرفت . پس از چند ماه تمرين فشرده اين نمايش توسط شوراي باز بيني ارزيابي گرديده و ده اثر جهت شركت در هجدهمين جشنواره استاني معرفي شدند . كه خوشبختانه دو نمايش گروه تئاتر پويا بر اساس اولويت بندي اعلام شده توسط هيئت داوران پنجم و هشتم بود.

اما متاسفانه بيست و چهار ساعت پس از اعلام آثار منتخب جشنواره ديديم و شنيديم كه چند نمايش به ليست آثار راه يافته اضافه شد. اين اتفاقات در شرايطي رخ ميداد كه هيئت محترم باز بين از اين ماجرا ها اظهار بي اطلاعي مي كردند.

در حالي كه گرو ه هاي منتخب مشهد با اندك بودجه اختصاص يافته (مبلغ سيصد هزارتومان)به نمايش ها در گيرو دار ساخت و ساز دكور ها ، طراحي و اجراي بروشور و پوستر هاي نمايش هاي خود  بودند، به فاصله دو روز مانده به برگزاري جشنواره پاي يك بازبيني ديگر هم به ميان كشيده شد. (بازبيني شوراي نظارت اداره ارشاد مشهد) كه متشكل بودند از آقايان ، دبيري ( رياست محترم اداره ارشاد مشهد) هاشم آبادي ، مسگراني و مركبي   .

دقيقا به فاصله چند ساعت مانده به حركت گروه ها در كمال شگفتي دو نمايش به راي شوراي نظارت از ليست جشنواره حذف گرديد.متاسفانه نمايش يك توده هواي پر فشار نيز در اين ليست سياه به چشم ميخورد .

حال سوال ما مبني بر اين است كه چرا ؟ چرا هيات محترم نظارت دلائل رد شدن اين دو نمايش را رسما اعلام نكرد .حتي تماس هاي مكرر اين دو گروه نمايشي با شوراي نظارت بي نتيجه ماند.

بنا به گفته بسياري از هنرمندان صاحب نام تئاتر مشهد ، اين اتفاق براي اولين بار در سه دهه اخير رخ  ميداد. كه دو گروه به فاصله چند ساعت مانده به شروع جشنواره از جدول حذف شوند.

اين اقدام شوراي نظارت به زعم بسياري از هنرمندان تئاتر مشهد بي احترامي و دهن كجي به اهالي تئاتر مشهد به شمار ميرفت . در آن هنگامه تلخ اين دهن كجي و بي احترامي نتوانست به اهالي تئاتر مشهد انسجام بخشد. همه اظهار تاسف ميكردند . عده اي هم لحظه اي بر مي افروختند و بعد شعله خشمشان آرا م آرام سرد وخاموش مي شد. برخي از كارگردان هاي محترم نيز ، نگران هزينه هاي گزاف نمايش خود بودند كه در صورت اعتراف يا انصراف از جشنواره چه كسي مي بايست جوابگوي چك ها ي برگشتي آنان باشد .

اي كاش اين بدعت ها از تئاتر مشهد آغاز نمي شد . اي كاش جمع فعال تئاتر مشهد ديگر من نبود و تبديل به ما مي شد .

چرا كه چو عضوي به درد آوردروزگار                                        دگر عضو ها را نماند قرار

اي كاش هنرمندان شهرستاني  ، همانند پايتخت نشينان روح تئاتر را درك كرده و اعتراضشان را به شجاعت و به هر طريقي كه شده به طور جمعي بيان مي كردند.اي كاش هنرمندان به هم تكيه مي دادند ،نه به جشنواره ها چرا كه جشنواره ها با حضور هنرمندان رو نق مي گيرد .

شايد اينبار هم مقرر گرديده است ، به نوعي ديگر خستگي چند ماهه گروه ها همانند نمايش غروب آبي در سال 1384  علي رغم اجرا در روز نخست جشنواره به راي حراست اداره ارشاد از گردونه رقابت حذف شد ، در همان بماند. البته در آن سال هم سرچشمه اصلي مشكلات ، شوراي نظارت بود.

و اما سوال دوم گروه از شوراي محترم نظارت : چرا بايد آثار منتخب جشنواره در مدت زمان كوتاهي تا شروع جشنواره باز بيني شود ، آيا بهتر نبود اين مميزي ها حد اقل دو هفته ماند ه به شروع جشنواره اعمال مي شد. مگر جدول برگزاري جشنواره هجدهم به سمع و نظر اين عزيزان نرسيده بود . آيا ميشود با اهمال كاري نتيجه زحمات چند گروه را يك شبه به باد داد.آيا مي توان به بهانه نظارت ، دخالت را سر لوحه كار خود قرار داد . اي كاش اين نظارت ها كمي  هم در حوزه هاي ديگر اعمال مي شد . به خصوص در مورد كارمندان تحت پوشش . به عنوان مثال در بخش تئاتر ساليان سال است در زمينه آموزش كاري صورت نگرفته است و جالب تر اين كه هيچ مسئولي از خود نپرسيده است كه چرا ؟! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمر. و اما در صبح روز اول جشنواره 19 آذر ماه حماسه اي ديگر آفريده شد كه با عث شگفتي همگان شد . پس از اعتراض رسمي كارگردان نمايش يك توده هواي پر فشار ، پيگيري ها و جلسات متعدد در شب نوزدهم آذر ماه و عدم دريافت پاسخ منطقي از طرف مسئولان جشنواره و شوراي نظارت ، گروه هاي شركت كننده در جشنواره اعم از گروه هاي مشهدي و شهرستاني در يك اقدام منسجم و هماهنگ ، در بيانيه اي مشترك اعلام كردند : در صورتي كه نمايش يك توده هواي پر فشار اجرا نشود ، هيچ يك از نمايش هاي منتخب در هجدهمين جشنواره استاني بروي صحنه نخواهد رفت . پس از اين اقدام بي سابقه ي برو بچه هاي تئاتر ( پس از واقعه هجدهم تير ماه 1380)مسولين اندكي پاي خود را عقب گذارده و با يك روز تاخير گروه مورد نظر به جشنواره دعوت شد . در دوشب طوفاني مميزي ها اعمال شد و در بازبيني مجدد شوراي نظارت در مورخه 19/9/87 مورد تاييد قرار گرفت . مقرر گرديد اين نمايش در صبح روز بيستم آذر ماه بروي صحنه برود اما....طبق هماهنگي هاي انجام گرفته با مسئولين جشنواره قرار بود آمفي تئاتر وكيلي شب تا صبح در اختيار اين گروه قرار بگيرد اما متاسفانه با اخراج شبانه گروه از سالن و عدم هماهنگي مسولين ذيربط ، همه چيز رنگ و بوي ديگري گرفت .صبح اجرا سالن به گروه تحويل داده شد.بر اساس جدول زمانبندي 10 صبح بايد اين نمايش به روي صحنه ميرفت اما بدون هماهنگي قبلي با كارگردان يك ساعت مانده به اجرا درهاي سالن به روي داوران ، مسئولين جشنواره و تماشاگران باز شد . اين در حالي بود كه بازيگران نمايش در حال تعويض لباس و گريم بودند و هنوز فرصتي پيش نيامده بود كه حد اقل يكبار نمايش بروي صحنه تمرين شود .به هر حال با فشار مسئولين  نمايش در ساعت 9:20دقيقه اجرا گرديد . پايان نمايش نيز به سرنوشت شروع نمايش  دچار شد . بلا فاصله پس از پايان نمايش هنوز بازيگران ، عوامل و كارگردان روي صحنه نيامده بودند كه صداي نخراشيده اي از بلند گو اين مطلب را اعلام كرد : اتوبوس ها آماده حركتند . نمايش بعدي راس 10:30 آغاز مي شود و هجوم تماشا گران به سمت درهاي خروجي سالن . اين در حالي است كه ريورانس برخي از نمايش ها 10 دقيقه تا يك ربع به طول مي انجاميد.در اختتاميه جشنواره نيز جوايز مثل گوشت قرباني ميان گروه هاي شركت كننده تقسيم شد . اما سهم اين دو گروه ( 2 نمايش گروه تئاتر پويا ) از اين همه هيچ بود.حتي از ضعيف ترين آثار جشنواره نيز به نوعي تقدير شد گويا داوران محترم اصلا اين نمايش را نديده بودند . بگذريم

در پايان سفر نيز مشكل ديگري به بار آمد.مسئول سالن وكيلي اجازه خروج دكور هاي نمايش را نميداد . چرا كه در حق اين دو گروه انواع فشار هاي رواني ، تخريب شخصيت ، تبعيض و حق كشي اعمال شده بود و تنها تهمت سرقت يك عدد پروژكتور آمفي تئاتر وكيلي مانده بود كه پرونده اين سفر را تكميل كند .

به هر حال اين سفر نامه نيز به پايان رسيد اما حكايت همچنان باقي است. به اميد روزهاي بهتري براي تئاتر مشهد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 7:44  توسط حمید جندقی  |