مقدمه

یکی از نیازهای انسان شنیدن و لذت بردن از اصوات خوشایند است. در این جهان پهناور، انسانها دارای لحن ها و گویشهای مختلفی هستند که در زندگی طبیعی به صورت موسیقایی و غیر موسیقایی از آنها بهره می برند. موسیقی زبان گویای طبیعت است و زبان عادی از بیان احساسات آن عاجز است. تعاریف علمی که در شرق و غرب در مورد اصوات موسیقایی وجود دارد تقریبا یکسان است. بطور کلی اصواتی که ارتعاشات آنها از یک نظم تبعیت کند و فرکانس آن منظم باشد، موسیقی نامیده می شود. موسیقیها زبانهای متعددی هستند که برای درک و فهمشان، باید خود آن زبان را شناخت، در نتیجه دارای سیستمهای مختلفی هستند که هر کدام را باید در خود سیستم پیگیری نمود و به دنبال داشت، تاریخی که گویای اسرار فراوانی است و می تواند کلید بازگشایی بسیاری از رمزهای امروز ما  باشد.

تاریخ موسیقی ایران به دو دسته تقسیم می گردد: الف دوره باستانی(اساطیری) ب دوره اسلامی

دوره باستانی (اساطیری)

طبق اسناد تاریخی، تاریخ سرزمین ایران شش هزار سال (۶۰ قرن) پیش با سلسله پیشدادیان شروع می شود. از شروع سلسله پیشدادیان تا حمله اعراب جمعا هفت سلسله بر ایران حکومت کردند.

۱- پیشدادیان (۲۴۴ سال تقریبا از سال ۳۵۶۹ تا ۱۱۲۸ ق.م)

۲- کیانیان (۴۲۰ سال از ۱۱۲۸ تا ۷۰۸ ق.م)

۳- مادها (۱۵۸ سال از ۷۰۸ تا ۵۵۰ ق.م)

۴- هخامنشیان (۲۲۰ سال از ۵۵۰ تا ۳۳۰ ق.م)

۵- سلوکیان ( ۱۴۳ سال از ۳۳۰ تا ۲۷۸ ق.م)

۶- اشکانیان (پارتها) (۴۷۵ سال از ۲۴۹ ق.م تا ۲۲۶ بعد از میلاد)

از آغار سده هشتم پیش از میلاد که دوران مهاجرت اقوام آریایی از شمال به جنوب پایان پذیرفت و نیاکان ما بتدریج در منطقه پارسوماش در نواحی غربی و جنوبی فلات ایران مستقر شدند و بنای ساختمانهای تاریخی و پر عظمتی را آغاز کردند تا دوران معاصر، هنر معماری در سرزمین ما بدون وقفه ادامه داشته است. کورش بزرگ در ۵۵۰ ق.م هنگامی که دو کشور ماد و پارس را یکی ساخت، جلگه پازارگاد را که منطقه خوش آب و هوایی بود، به عنوان مرکز فرمانروایی حکومت پارس انتخاب کرد و سپس به ساختن یک سلسله بناهای تاریخی پرداخت که آنچه فعلا از آن بناهای عظیم به جای مانده است نشانه نظام فکری و شکوفایی تمدن آنهاست.

تحقیق در مورد موسیقی دوره های باستانی دامنه وسیعی پیدا می کند و به سبب اینکه موسیقی یک جلوه هنری ذهنی و احساسی محسوب می شود بسیار پیچیده می گردد. از موسیقی قبل از دوره مادها (پیشدادیان،کیانیان) اسناد تاریخی توسط مورخان ثبت نگردیده است و تنها سند موجود از جزئیات و افسانه های حماسه ملی و تاریخی ایران شاهنامه است که می توان به آن استناد کرد:

شاهنامه به سه بخش اساطیری ( ازپادشاهی کیومرث تا ظهور فریدون )، پهلوانی ( از قیام کاوه آهنگر تا کشته شدن رستم ) و تاریخی ( از اواخر عهد کیانیان تا مرگ یزدگرد سوم ) تقسیم گردیده است ولی از نظر موضوع به دو قسمت داستانی و تاریخی تقسیم شده است، قسمت داستانی که از آغاز کتاب تا تاسیس دولت ساسانی را در بر می گیرد، بیشتر برخوردار از جنبه های افسانه وار است تا وقایع و رویدادهای تاریخی. اما قسمت دوم که از آغاز پادشاهی اردشیر تا پایان ( مرگ یزدگرد سوم ) را در بر میگیرد سنجش تاریخی شاهنامه را تشکیل می دهد، گر چه برخی از وقایع تاریخی آن نیز با افسانه آمیخته شده و به صورت داستان نمودار گشته است. مهمترین سندی که فردوسی بر اساس آن بخش اساطیری پیشدادیان ( از ظهور کیومرث تا پایان گرشاسب ) شاهنامه را آغاز نموده، کتاب اوستا است زیرا نام بسیاری از پادشاهان این دوره که آمیخته از داستان و افسانه است به همان شکلی که در اوستا ذکر شده در شاهنامه نیز آمده است. در دوره مادها، آنگونه که قراین نشان می دهد موسیقی پیشرفت قابل توجهی داشته است، بویژه در مراسم مذهبی. با آنکه زمان زردشت به درستی مشخص نیست و به اختلاف روایت از حدود ۶۰۰ ق.م تا سده های ششم و هفتم قبل از میلاد حدس زده شده است ( معین ) ولی به احتمال زیادی وی در دوران مادها می زیسته و در صدد اصلاح آئین های آلوده به خرافات مغ ها بر آمده است. هرودوت، مورخ معروف یونان باستان، می گوید: ( مغ ها در دوره هخامنشیان، نیایشهای مذهبی مربوط به خدایان را با آواز و بدون همراهی با سازهای نظیر نای اجرا می کرده اند.)

بعد از مادها، سلسله هخامنشیان به دست کورش کبیر بوجود آمد و تاریخ شاهنشاهی ایران از این زمان آغاز شد. محققین از نوشته های هرودوت و گزنوفون ( مورخان یونانی ) چنین استنباط کرده اند که در این دوره سه نوع موسیقی ( مذهبی، رزمی و بزمی ) وجود داشته است. گزنوفون در ( کورش نامه ) می نویسد: ( کورش هخامنشی به هنگام حمله به آشور خواندن سرودی را آغاز کرد و سپس سپاهیان با احترام خواندن آن را ادامه دادند. اجرای این سرود برای برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان بوده است اما از نحوه اجرای آن هیچ مدرکی در دست نیست.) گزنوفون در ادامه می گوید: ( کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالش در اندوهی فرو رفته بود، پس برای مرگ این سربازان سرود می خواند. این سرود همان آوازی است که در دوران بعد در مراسم موسوم به ( مرگ سیاوش ) خوانده می شده است.) گزنوفون روایت می کند خنیاگران ایرانی در دربار هخامنشی ( حدود ۴۳۰ ق.م ) وجود داشته اند که در جشنهای شهریاران ایران شرکت داشته اند و این حضور، استمرار وجود موسیقی مجلسی در آن دوره می باشد. سلسله هخامنشیان به دست اسکندر منقرض شد و پس از اسکندر سلسله سلوکیه بدست سردار یونانی تشکیل گردید و پادشاهان سلوکی موسیقی و ادبیات یونانی را در ایران رواج دادند. بعد از سلوکیها سلسله اشکانیان تشکیل شد و پادشاهان این سلسله گر چه ایرانی بودند ولی در دوره آنان نفوذ تمدن یونانی در ایران باقی ماند. در این دوره اجتماع از رونق کافی برای پرورش موسیقی برخوردار نبود و به همین دلیل موسیقی پیشرفت و ترقی نکرد.

هفتمین و آخرین سلسله ای که قبل از اسلام بر ایران حکومت کرد سلسله ساسانیان بود که خوشبختانه درباره آن مدارک بیشتری وجود دارد. در این دوران ایران ترقی فراوانی یافت و به همین دلیل موسیقی نیز رونقی بسزا پیدا کرد. در حکومت ۴۲۸ ساله ساسانیان قریب به چهل پادشاه سلطنت کردند که از بین آنها چهار پادشاه از همه مهمتر بودند و در وضع موسیقی و موسیقیدانان تغییراتی بوجود آوردند. این چهار پادشاه عبارت بودند از: اردشیربابکان ( بنیانگذار سلسله ساسانیان ) ، بهرام گور ( عادل ترین و لایق ترین پادشاه ساسانی ) انوشیروان و خسرو پرویز. دوره طلایی موسیقی ایران در زمان پادشاهی خسرو پرویز اتفاق افتاد. به علت توجه وی به عده ای از موسیقیدانان، نوابغی در این زمینه پیدا شدند که اسم آنها در تاریخ ثبت شده است. او موسیقیدانان وابسته به دربار خود را تشویق مادی و معنوی می کرد. حکیم نظامی گنجه ای در منظومه خسرو و شیرین، از خواننده مردی که در زمان خسرو پرویز زندگی می کرده است به نام ( نکیسا ) نام می برد. در این منظومه همچنین از خواننده ای به نام ( سرکش ) یا ( سرگئی ) و از نوازنده جوانی به نام ( باربد ) نام می برد. باربد بزرگترین رامشگر عصر خسرو پرویز بود. وی اهل مرو یا جهرم بوده است و بربط ( ساز دوره باستان ) را بسیار خوب مینواخته است. باربد یکی از بزرگترین آهنگسازان و نوازندگان دوره ساسانی بوده است، و کارهای بسیاری را در زمینه هنر و موسیقی انجام داده است.

از موسیقیدانان و نوازندگان دوره ساسانی می توان به بامشاد، رامتین، آزاده ( نوازنده چنگ ) و آرزو اشاره کرد. الحان و نواهای دوره ساسانی بسیار بوده که برخی از آنها عبارتند از: آزادوار، باغ سیاووشان، سبز بهار، خسروانی، باغ شهریار، ره جامه داران، چکاوک، نوروز بزرگ، نوروز خردک، دل انگیزان، نهفت، چغانه، زاغ، تخت اردشیر، باد نوروز، زیر افکن، گلزار، انگبین، پرده خرم سپهبدان.

برخی از نام نغمه ها و نواهایی که نوشته شد در ردیف دستگاهی موسیقی ایران عصر امروز باقی مانده است مانند گوشه چکاوک در دستگاه همایون، نهفت در دستگاه نوا، خسروانی در دستگاه ماهور و گوشه جامه داران در آواز اصفهان. موسیقی این دوره به صورت سرودهای مذهبی و غیر مذهبی بوده که هر کدام از ویژگیهای خاصی برخوردار بوده اند.

دوره اسلامی:

در این دوران خلفا و سلاطین متعددی بر ایران حکومت کردند که عبارتند از:

۱- خلفای راشدین

۲- خلفای اموی

۳- خلفای عباسی

۴- آل زیار

۵- آل بویه

۶- طاهریان

۷- سامانیان

۸- غزنویان

۹- غوریان

۱۰- سلجوقیان

۱۱- اتابکان و خوارزمشاهیان

۱۲- سلاطین مغول ( ایلخانیان )

۱۳- تیموریان

۱۴- ترکمانان، قراقویونلوها و آق قویونلوها

۱۵- صفویه

۱۶- زندیه

۱۷- قاجاریه

۱۸- خاندان پهلوی

۱۹- پیروزی انقلاب اسلامی ایران

بعد از ظهور اسلام و انقراض شاهنشاهی ساسانیان، تمدن ایرانی به کشورهای عربی راه یافت و رنگ عربی به خود گرفت و سعی بسیار شد که ریشه های ایرانی آن انکار شود و یا به فراموشی سپرده شود. در دو قرن آغازین دوران اسلامی که اسلام غناء و ساختن آلات طرب را تحریم نمود، بازار موسیقی بی رونق شد، مگر هنگامیکه لحن موسیقی در قرائت قرآن یا اذان خود را نمایان می ساخت. به تدریج در اوایل قرن سوم هجری بازار موسیقی رونقی دوباره گرفت و دانشمندانی چون ابونصر فارابی، ابن سینا، ابوالفرج اصفهانی و در دورانهای بعد صفی الدین ارموی، عبدالقادر مراغه ای، قطب الدین شیرازی، خواجه نصیر الدین طوسی و عبدالرحمان جامی به احیای این هنر پرداختند.

اولین شخصی که موسیقی را از ایرانیان آوخت و آن را در میان اعراب رواج داد سعد بن مسیح است. فریدون جنیدی در کتاب ( زمینه شناخت موسیقی ایرانی ) در مورد تاثیر موسیقی ایرانی بر موسیقی اعراب نوشته است: ( چنین گمان می رود که نخستین تاثیر موسیقی ایران در جامعه اسلامی ( تجوید ) قرآن کریم بوده است، آن هم به وسیله سلمان فارسی یا ایرانیان دیگری که به عربستان پناه برده بودند، رایج شده است. واژه تجوید در زبان عربی ریشه ندارد. فرهنگ ( منتهی العرب ) بیش از چهل واژه از ( جود ) و ( وجید ) و ( جواد ) و ( تجید ) و .... آورده است که هیچ کدام ریشه تجوید قرآن نیست و اما چنانکه احمد حامی نویسنده کتاب ( بغ مهر ) معتقد است، تجوید از ریشه گاتاها یا ( گات ) است که معرب شده و به صورت ( جاد ) در آمده است و از آن کلمه تجوید ساخته شده و به معنای قرائت کردن همچون گاتها به تلفظ نیک و به آهنگ نیکو خواندن است.)

( فارمر ) نیز ضمن اشاره به ابتدایی بودن موسیقی اعراب قبل از برخورد و آمیزش با تمدن ایرانیان، منشاء موسیقی آنان را باورها و اعتقادات اساطیری می داند، چنانکه بیان نموده است: ( روایت های باستانی اساطیر، سرآغاز موسیقی را به روزگاران بسیار دور می رسانند، مثلا در میان اعراب سرودن نخستین آواز را به ( جبل ) فرزند کین یا قین ( قابیل ) نسبت می دهند که در مرگ ابل ( هابیل ) خوانده است.

تمدن ایرانی در بین اعراب بسیار رشد کرد و دستگاه خلافت مملو از ایرانیانی شده بود که در زمینه های مختلف دارای بالا ترین شایستگی ها بودند. تعدادی نیز، بازمانده میراث فرهنگی ساسانیان را به زبان عربی در آوردند ولی تا آنجا که می شد از ذکر سرچشمه های کارهای خود سرباز می زدند تا مبادا خلفای عرب که دشمن ایران و ایرانی بودند بر آنان خشمگین شوند و خود عربها نیز آنچه از فرهنگ و هنر ساسانیان می گرفتند به عنوان کار نو عرضه می کردند.

اگر بخواهیم مشخصات موسیقی در دوره اسلامی تا آغاز سلسله صفویه را بررسی کنیم به نتایج کلی زیر می رسیم:

۱- موسیقی به نحو چشمگیری تابع شعر گشت و وزنها و بحرهای شعر فارسی در اوزان موسیقی تاثیر گذاشت.

۲- کوششهایی برای ثبت نواهای موسیقی آغاز گشت و رسالت موسیقی در این دوران متحول شد و ثبت گردید.

۳- رواج موسیقی صوفیانه در خانقاه با سازهای معمول آن موسیقی، به نحوی که مشهود است مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری مشوق و مروج این نوع موسیقی بوده و هنوز پیروان او در قونیه مراسم سماع و رقص چرخان را ادامه می دهند.

۴- قواعدی برای انواع ملودی و آواز تعیین شد، مانند ( قول ) شعر عربی ( غزل ) شعر فارسی، ترانه، فروداشت و غیره که عبدالقادر مراغه ای در کتاب جامع الالحان ذکر کرده است.

۵- خواندن شاهنامه رایج شد و وزن شاهنامه در موسیقی مطرح گشت.

۶- ابتکارات برخی از موسیقیدانان در سازها، باعث ایجاد گوشه هایی در موسیقی ایران گشت مانند بوسلیک ( در نوا )

۷- دقت در پرده بندی و کوکهای مختلف سازها توسط نظریه پردازان موسیقی.

۸- تغییر نظام ادواری به نظام دستگاهی در موسیقی ایران:

این تغییر در فاصله سده دوازدهم تا چهاردهم هجری ( ۱۷تا ۱۹م ) صورت می پذیرد. همانند این تغییر را در اروپا نیز می توان مشاهده کرد، در قرون وسطی موسیقی اروپا بر مبنای مدها ( آیونین، دورین، فریژین لیدین، میکسولیدین، ائولین و لوکرین ) معادل ادوار در موسیقی ایران بود، که در دوران بعدی جای خود را به تنال ( ماژور و مینور )، معادل دستگاه در موسیقی ایران می دهد.

آخرین کتابی که در آن از نظام ادواری سخن رفته و اشاره به نظام دستگاهی نمی کند، ( تاریخ سبحان قلی خان ) است و کامل ترین اثری که می توان به وسیله آن نظام ادواری را توجیه و تفسیر کرد  کتاب الادوار از صفی الدین ارموی است و نخستین کتابی که در آن نام نظام دستگاهی تصریح دیده می شود سجود الالحان فرصت الدوله شیرازی است.

در نظام ادواری ابداع ۱۲ مقام را به صفی الئین ارموی نسبت داده اند که عبارتند از: عشاق، نوا، بوسلیک، راست، عراق، اصفهان، زیرافکند، بزرگ، زنگوله، راهوی، حسینی، حجازی.

جمع آوری و تدوین نظام دستگاهی را به میرزا عبدالله فراهانی نسبت می دهند که عبارت است از هفت دستگاه: شور، همایون، ماهور، چهارگاه، سه گاه، نوا، راست پنجگاه، که در درون هر دستگاه گوشه هایی نهفته است و همچنین پنج آواز: ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی، که متعلق به دستگاه شور است و آواز بیات اصفهان که متعلق به دستگاه همایون می باشد.

کتاب ها و رسالاتی که از دوران گذشته درباره موسیقی ایرانی نوشته شده است، بیشتر جنبه علمی و تئوریک دارد زیرا پیشینیان موسیقی را یکی از اقسام حکمت ریاضی می دانستند و اصوات را از روی نسبت های ریاضی تعیین می کردند از طرف دیگر چون در گذشته تمام علوم با هم ارتباط داشتند، جزو حکمت و فلسفه محسوب می شد و در نتیجه هر دانشمند و فیلسوفی همه مباحث حکمت نظری و علمی را می دانست و بدین ترتیب کسی در یک رشته معین متخصص نبود و اغلب کسانی که در زمینه موسیقی کتاب یا رساله نوشته اند از حکما و دانشمندان طراز اول بودند مثل فارابی، ابن سینا و....

                        دو خاندان معروف و کار آمد در موسیقی دوره اسلامی ایران

نخستین خاندان هنر موسیقی در دوره اسلامی خاندان موصلی است که در زمان خلفای عباسی می زیسته اند. بنیانگذار این خاندان ابراهیم موصلی است که اهل ارجان یا ارگان فارس در نزدیکی شیراز بوده است. ابراهیم به علت اقامت طولانی اش در موصل و شکوفایی استعداد و هنرش در آن شهر به موصلی معروف شده است. ابراهیم در زمان خلافت هارون الرشید لقب الندیم را دریافت کرد و در زمره ندمای خاص خلیفه در آمد. اسحاق موصلی فرزند ابراهیم، بعد از پدر مقام او را در دستگاه خلافت احراز کرد. در رابطه با خاندان موصلی می توان از زلزل رازی ( منصور زلزل الضارب) نام برد که دایی اسحاق بوده و جزو خاندان اصلی محسوب می شود. شهرت زلزل در تاریخ موسیقی بیشتر به پژوهشهای او درباره مسائل نظری موسیقی مربوط می شود.

دومین خاندان موسیقی در دوره اسلامی خاندان فراهانی در دوره قاجاریه است. باید توجه داشت موسیقی در ایران و هنر قدیم، پیشه ای خانوادگی و به عبارتی موروثی بوده است. میرزا علی اکبر فراهانی پایه گذار خاندان فراهانی، پس از به قدرت رسیدن میرزا تقی خان امیر کبیر که اهل فراهان بود به تهران آمد. خاندان فراهانی که اجدادشان در منطقه فراهان می زیسته اند از صدها سال پیش نسل به نسل این موسیقی را محفوظ نگه داشته و به جلو هدایت کرده اند. فراهانی ها در آن دوران از قدرت فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بالایی برخوردار بودند و پس از اقامت در تهران با توجه به نفوذ امیر کبیر، به سرعت به دربار ناصرالدین شاه قاجار راه پیدا کردند. موسیقی ایران بر خلاف موسیقی اروپایی از طریق مردم به دربار راه یافت و دوباره از دربار به میان مردم نفوذ کرد. بعد از میرزا علی اکبر فراهانی فرزندان او میراث دار این ردیف ها و نغمه های موسیقی شدند. علی اکبر خان فراهانی دارای سه پسر به نامهای میرزا حسن، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی بود که میرزا حسن در سن جوانی فوت کرد و دو پسر دیگر او، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی، وارثان هنر پدر در خانواده شدند. پسر عموی آنها آقا غلامحسین که پس از فوت علی اکبر فراهانی با همسر وی وصلت می کند، عهده دار سرپرستی فرزندان او می گردد و به سفارش مادر میرزا عبدالله و آقا حسینقلی آنها را تحت تعلیم و آموختن ردیف دستگاهی نزد خویش قرار می دهد. این دو برادر در حفظ و اشاعه هنر موسیقی ایران بسیار کوشا و فعال بوده اند و تدوین و بوجود آوردن دستگاههای موسیقی ایران که بنام ردیف ثبت شده را به میرزا عبدالله نسبت می دهند. برادر کوچکتر ردیفی بنا به تکنیکهای ساز تار ابداع می کند که به نام خودش ردیف آقا حسینقلی ثبت و حفظ می شود. حافظان و راویان ردیفهای این دو برادر نور علی خان برومند در ردیف میرزا عبدالله و علی اکبر خان شهنازی، پسر میرزا حسینقلی، در ردیف آقا حسینقلی بودند. البته این دو برادر، در طول فعالیتهای هنری خویش شاگردان اصلح و ممتازی را به جامعه موسیقی رهنمون شده اند که هر کدام از آنها وزنه ای در موسیقی ایران می باشند، از جمله: درویش خان، کلنل علی نقی وزیری، ابوالحسن صبا، مرتضی خان نی داوود، موسی خان معروفی و.....

نسل امروز از تلاش این استادان گرامی که هر یک به نوبه خود در حفظ و اشاعه این گنجینه گرانقدر رنجها کشیده و خون دلها خورده اند سپاسگذار و از تلاش آنها بهره مند می باشد.