جلسه هفتگی گروه تئاتر پویا در 5 بهمن ماه 1391 با حضور بیش از 30 عضو و 2میهمان ، در مجتمع شهید هاشمی نژاد مشهد ازساعت 15الی 19بر گزار شد .

حاضرین جلسه :

حمیدرضاجندقی- محمدجواداستادی - حسین شیبانیمحمد ابراهیمی - محمدحسن نیازیرضا علیزاده – سیده زهرا حسینی- ایمان رنجبر - علی صالحی - علیرضاصابری - گرجی نژاد– فرزانه خسرو فرد - آناهیتاقدوسی - فائزه رضایی - محمودفلاحی – سیدامیرمهجور– سحر دستمرد - زهرا بارزید- مقدس شرق - بشیر ادبیان بنی فاطمه آتشگاهی آرش یزدانی امیر اسدی رضا رحیمی خانم نجم آبادی و دو مهمان

غائبین:

مجتبی شفیعی- هامون جباری- معین دلیر - حسن نامجو - محمدرضا امین - حسین مظفری – نرگس انبیائی - ملیکا وظیفه شناس - جلال شهبازنژاد - نوید جباری- محسن خواجه - سجاد نوکندی – ساراشریف - امید قلیچ پور ذوالفقار - جلال یزدانی  مهساشهری

سرآغاز:

- جلسه در ساعت 10/15توسط حمیدرضا جندقی با تمرین مختصر بدن و بیان و تمرین «رها سازی» ادامه یافت.

کارگاه بازیگری :

اعلام ادامه برگزاری کارگاه بازیگری توسط آقای حسین شیبانی و تمرین های تمرکز

- بحث و گفتگوی نیم ساعته پیرامون پنجمین جشنواره داخلی گروه تئاتر پویا

مطالعات تئاتری و کارگاه بازیگری:

کارگاه نویسندگی و مطالعات تئاتری از ساعت 18:30 توسط محمد جواد استادی بر گزار گردید.

اجرای اتود:

اجرای اتود گروهی توسط محمد حسن نیازی رضا علیزاده زهرا حسینی علی صالحی امیر مهجور

در ابتدا بازیگران به ترتیب در کنار هم نشستند. شروع اتود با محمد حسن نیازی بود که خلق ابتدایی داستان و شمایی از شخصیت اصلی را طراحی کرد. در ادامه رضا علیزاده و بازیگران دیگر باید قصه را به جلو می بردند که چندان موفقیت آمیز نبود.

خلاصه اتود:

دکتر بعداز یک سال زحمت و تلاش قراراست در یک کنفرانس علمی تحقیقاتش را ارائه دهد ، اما در شب قبل از کنفرانس اتفاقات عجیبی برای او می افتد . سوء قصد به جان دکتر و قهر کردن همسرش و ناگفته هایی که دکتر می بایست به همسرش قبل از شروع کنفرانس بگوید...

سخن آخر:

من باید آنچه را احساس می کنم بنویسم! ولی تو ای پاسدار جهالت !... اگر می خواهی دهان فریاد مرا قفل کنی؟... قفل کن ! اما... فراموش مکن ... همان انسانی که دیروز ندانسته ، برای تو قفل می ساخت! امروز دانسته کلیدش را ، برای من می سازد!